شستن، آبکشی کردن
English: to rinse out
Wir müssen den Magen ausspülen.
باید معده را شستوشو بدهیم.
Ich werde die Farbe jetzt gründlich ausspülen.
من الان رنگ را به طور کامل آبکشی میکنم.
«ausspülen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.