[ˈaʊ̯sˌʃtaɪ̯ɡn̩]
پیاده شدن
معنی، مثال و مترادفِ aussteigen ←Ich steige an der nächsten Station aus.
من در ایستگاه بعدی پیاده میشوم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی