[ˈaʊ̯sˌʃʏtn̩]
ریختن، توزیع کردن
معنی، مثال و مترادفِ ausschütten ←Man soll das Kind nicht mit dem Bade ausschütten.
نباید بچه را با آب حمام دور ریخت.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی