سطح B2فعل

aufspüren

ردیابی کردن، پیدا کردن

English: to track down, to trace

صرف فعل aufspüren

حال
er spürt auf
گذشته‌ی ساده
spürte auf
پرفکت
hat aufgespürt
امری
spür auf! / spürt auf!
  • ich spüre auf
  • du spürst auf
  • er/sie/es spürt auf
  • wir spüren auf
  • ihr spürt auf
  • sie spüren auf

جمله‌ی مثال با aufspüren

  • Ich werde dich aufspüren und dich wiederfinden.

    تو را پیدا خواهم کرد و دوباره خواهم یافت.

«aufspüren» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.