[ˈapˌʃafn̩]
منسوخ کردن، لغو کردن
معنی، مثال و مترادفِ abschaffen ←Die Todesstrafe wurde in vielen Ländern abgeschafft.
مجازات اعدام در بسیاری از کشورها لغو شد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی