[ˈapˌʁʊndn̩]
کامل کردن، گرد کردن (تجربه)
معنی، مثال و مترادفِ abrunden ←Ein leckeres Dessert wird unser Menü abrunden.
یک دسر خوشمزه منوی ما را کامل میکند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی