[ˈapˌzaːnən]
بالا کشیدن، سود بردن
معنی، مثال و مترادفِ absahnen ←Die Firma konnte bei dem Deal absahnen.
شرکت توانست در آن معامله سود کلانی به جیب بزند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی