[ˈapˌzaʊ̯ɡn̩]
مکیدن، ساکشن کردن
معنی، مثال و مترادفِ absaugen ←Der Arzt muss das Wasser absaugen.
پزشک باید آب را ساکشن کند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی