[ˈapˌzɛːɡn̩]
اره کردن، بریدن
معنی، مثال و مترادفِ absägen ←Verrat ist, den Ast absägen auf dem man sitzt.
خیانت یعنی اره کردن شاخهای که روی آن نشستهای.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی