سطح B2فعل

abschaffen

منسوخ کردن، لغو کردن

English: to abolish, to repeal

صرف فعل abschaffen

حال
er schafft ab
گذشته‌ی ساده
schaffte ab
پرفکت
hat abgeschafft
امری
schaffe ab! / schafft ab!
  • ich schaffe ab
  • du schaffst ab
  • er/sie/es schafft ab
  • wir schaffen ab
  • ihr schafft ab
  • sie schaffen ab

جمله‌ی مثال با abschaffen

  • Die Todesstrafe wurde in vielen Ländern abgeschafft.

    مجازات اعدام در بسیاری از کشورها لغو شد.

مترادف و متضاد

«abschaffen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.