سطح C2فعل

absaugen

مکیدن، ساکشن کردن

English: to vacuum, to suction

صرف فعل absaugen

حال
er saugt ab
گذشته‌ی ساده
sog ab
پرفکت
hat abgesogen
امری
saug ab! / saugt ab!
  • ich sauge ab
  • du saugst ab
  • er/sie/es saugt ab
  • wir saugen ab
  • ihr saugt ab
  • sie saugen ab

جمله‌ی مثال با absaugen

  • Der Arzt muss das Wasser absaugen.

    پزشک باید آب را ساکشن کند.

«absaugen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.