سطح B2فعل

abrunden

کامل کردن، گرد کردن (تجربه)

English: to round off, complete

صرف فعل abrunden

حال
er rundet ab
گذشته‌ی ساده
rundete ab
پرفکت
hat abgerundet
امری
runde ab! / rundet ab!
  • ich runde ab
  • du rundest ab
  • er/sie/es rundet ab
  • wir runden ab
  • ihr rundet ab
  • sie runden ab

جمله‌ی مثال با abrunden

  • Ein leckeres Dessert wird unser Menü abrunden.

    یک دسر خوشمزه منوی ما را کامل می‌کند.

مترادف و متضاد

«abrunden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.