[ˈapˌkyːlən]
خنک شدن
معنی، مثال و مترادفِ abkühlen ←Lassen Sie den Kuchen abkühlen, bevor Sie ihn servieren.
بگذارید کیک خنک شود، بعد سروش کنید.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی