سطح C2فعل

zusetzen

فشار آوردن، آزار کردن

English: to pressure, harass

صرف فعل zusetzen

حال
er setzt zu
گذشته‌ی ساده
setzte zu
پرفکت
hat zugesetzt
امری
setz zu! / setzt zu!
  • ich setze zu
  • du setzt zu
  • er/sie/es setzt zu
  • wir setzen zu
  • ihr setzt zu
  • sie setzen zu

جمله‌ی مثال با zusetzen

  • Parasitenbefall kann Obstbäumen schwer zusetzen.

    آلودگی به انگل می‌تواند به درختان میوه آسیب جدی بزند.

«zusetzen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.