[ˈt͡suːˌzɛt͡sn̩]
فشار آوردن، آزار کردن
معنی، مثال و مترادفِ zusetzen ←Parasitenbefall kann Obstbäumen schwer zusetzen.
آلودگی به انگل میتواند به درختان میوه آسیب جدی بزند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی