سطح C1فعل

befallen

آلوده کردن، مبتلا کردن

English: to infect, to afflict

صرف فعل befallen

حال
er befällt
گذشته‌ی ساده
befiel
پرفکت
hat befallen
امری
befall! / befallt!
  • ich befalle
  • du befällst
  • er/sie/es befällt
  • wir befallen
  • ihr befallt
  • sie befallen

جمله‌ی مثال با befallen

  • Ein Fieberwahn hat ihn befallen.

    هذیان تب به او دست داده است.

«befallen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.