سطح C2فعل

plagen

آزار دادن، رنج دادن

English: to torment, to plague

صرف فعل plagen

حال
er plagt
گذشته‌ی ساده
plagte
پرفکت
hat geplagt
امری
plag! / plagt!
  • ich plage
  • du plagst
  • er/sie/es plagt
  • wir plagen
  • ihr plagt
  • sie plagen

جمله‌ی مثال با plagen

  • Tom plagen Zukunftssorgen.

    تام از نگرانیِ آینده رنج می‌بره.

«plagen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.