خفه کردن، خفه شدن
English: to choke, strangle
Tom packte Mary am Hals und fing sie zu würgen an.
تام گلوی مری را گرفت و شروع کرد به خفه کردنش.
«würgen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.