سطح C1فعل

würgen

خفه کردن، خفه شدن

English: to choke, strangle

صرف فعل würgen

حال
er würgt
گذشته‌ی ساده
würgte
پرفکت
hat gewürgt
امری
würge! / würgt!
  • ich würge
  • du würgst
  • er/sie/es würgt
  • wir würgen
  • ihr würgt
  • sie würgen

جمله‌ی مثال با würgen

  • Tom packte Mary am Hals und fing sie zu würgen an.

    تام گلوی مری را گرفت و شروع کرد به خفه کردنش.

«würgen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.