سطح C2فعل

erdrosseln

خفه‌کردن

English: to strangle

صرف فعل erdrosseln

حال
er erdrosselt
گذشته‌ی ساده
erdrosselte
پرفکت
hat erdrosselt
امری
erdrossle! / erdrosselt!
  • ich erdrossele
  • du erdrosselst
  • er/sie/es erdrosselt
  • wir erdrosseln
  • ihr erdrosselt
  • sie erdrosseln

جمله‌ی مثال با erdrosseln

  • Der Mörder hat sein Opfer erdrosselt.

    قاتل قربانی خود را خفه کرد.

«erdrosseln» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.