ترسو، بزدل
English: timid, hesitant
Er ist zu zaghaft, um seine Meinung zu sagen.
او برای گفتن نظر خود بیش از حد ترسو است.
Er machte einen zaghaften Versuch zu sprechen.
او تلاشی ترسو برای صحبت کردن کرد.
«zaghaft» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.