سطح B2فعل

vorfinden

یافتن، پیدا کردن

English: to find

صرف فعل vorfinden

حال
er findet vor
گذشته‌ی ساده
fand vor
پرفکت
hat vorgefunden
امری
finde vor! / findet vor!
  • ich finde vor
  • du findest vor
  • er/sie/es findet vor
  • wir finden vor
  • ihr findet vor
  • sie finden vor

جمله‌ی مثال با vorfinden

  • Eines Tages wirst du aufwachen und dich tot vorfinden.

    یک روز از خواب بیدار می‌شوی و خودت را مرده می‌بینی.

«vorfinden» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.