سطح B2اسم

die Vorgabe

دستورالعمل، الزام

English: requirement, specification

گرامر

آرتیکل
die
جمع
-n

جمله‌ی مثال با Vorgabe

  • Die Vorgabe des Lehrers war, das Projekt bis Freitag abzugeben.

    الزام معلم این بود که پروژه تا جمعه تحویل داده شود.

«Vorgabe» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.