سطح B2اسم

das Vorbild

الگو / نمونه

English: role model, example

گرامر

آرتیکل
das
جمع
die Vorbilder

جمله‌ی مثال با Vorbild

  • Er ist ein großes Vorbild für mich.

    او یک الگوی بزرگ برای من است.

  • Er ist ein großes Vorbild für viele junge Sportler.

    او یک الگوی بزرگ برای بسیاری از ورزشکاران جوان است.

مترادف و متضاد

«Vorbild» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.