اجرا کردن، به انجام رساندن
English: to execute, to carry out
Janni sah das Polizeiauto eine 180°-Wende vollziehen.
جانی دید که ماشین پلیس یک چرخش ۱۸۰ درجه انجام میدهد.
«vollziehen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.