سطح C2فعل

vollstrecken

اجرا کردن

English: to execute, to carry out

صرف فعل vollstrecken

حال
er vollstreckt
گذشته‌ی ساده
vollstreckte
پرفکت
hat vollstreckt
امری
vollstreck! / vollstreckt!
  • ich vollstrecke
  • du vollstreckst
  • er/sie/es vollstreckt
  • wir vollstrecken
  • ihr vollstreckt
  • sie vollstrecken

جمله‌ی مثال با vollstrecken

  • Der Richter ließ das Urteil vollstrecken.

    قاضی دستور داد حکم اجرا شود.

«vollstrecken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.