سطح C2فعل

volllaufen

پر شدن، سرریز کردن

English: to fill up, overflow

صرف فعل volllaufen

حال
er läuft voll
گذشته‌ی ساده
lief voll
پرفکت
ist vollgelaufen
امری
lauf voll! / lauft voll!
  • ich laufe voll
  • du läufst voll
  • er/sie/es läuft voll
  • wir laufen voll
  • ihr lauft voll
  • sie laufen voll

جمله‌ی مثال با volllaufen

  • In der Bar ließ Tom sich volllaufen.

    تام در بار خودش را مست کرد.

«volllaufen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.