پر کردن، انباشتن
English: to stuff, to cram
Sie stopfte den Koffer mit zu vielen Kleidern voll.
او چمدان را با لباسهای زیاد پر کرد.
«vollstopfen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.