سطح C2اسم

die Vollstreckung

اجرا، به اجرا گذاشتن

English: execution, enforcement

گرامر

آرتیکل
die
جمع
Vollstreckungen

جمله‌ی مثال با Vollstreckung

  • Die Vollstreckung des Urteils dauerte mehrere Jahre.

    اجرای حکم چندین سال طول کشید.

«Vollstreckung» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.