[ˈfɔlˌʃtɔp͡fn̩]
پر کردن، انباشتن
معنی، مثال و مترادفِ vollstopfen ←Sie stopfte den Koffer mit zu vielen Kleidern voll.
او چمدان را با لباسهای زیاد پر کرد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی