شکم پر کردن، تاکردن
English: to stuff
Der Jäger ließ den Fuchs ausstopfen.
شکارچی روباه را شکمپر کرد (تاکسیدرمی کرد).
Der Jäger ließ den Vogel ausstopfen.
شکارچی پرنده را تاکسیدرمی کرد.
«ausstopfen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.