سطح B2فعل

verzichten auf

چشم‌پوشی کردن از / صرف نظر کردن

English: to forgo, do without

گرامر

حرف اضافه
auf + Akk

صرف فعل verzichten auf

حال
er verzichtet auf
گذشته‌ی ساده
er verzichtete auf
پرفکت
hat verzichtet auf

جمله‌ی مثال با verzichten auf

  • Ich muss auf Kaffee verzichten.

    من باید از قهوه چشم‌پوشی کنم.

  • Ich verzichte auf Fleisch.

    من از خوردن گوشت صرف‌نظر می‌کنم.

مترادف و متضاد

«verzichten auf» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.