سطح B2فعل

versagen

شکست خوردن، ناکام شدن

English: to fail

صرف فعل versagen

حال
er versagt
گذشته‌ی ساده
versagte
پرفکت
hat versagt
امری
versage! / versagt!
  • ich versage
  • du versagst
  • er/sie/es versagt
  • wir versagen
  • ihr versagt
  • sie versagen

جمله‌ی مثال با versagen

  • Er versagte bei der Prüfung.

    او در امتحان مردود شد.

«versagen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.