بلعیدن، پریدن در گلو
English: to swallow, to choke on
Ich habe mich beim Trinken so sehr verschluckt, dass ich husten musste.
من موقع نوشیدن چنان در گلویم پرید که مجبور شدم سرفه کنم.
«verschlucken» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.