سطح B2فعل

verschlucken

بلعیدن، پریدن در گلو

English: to swallow, to choke on

صرف فعل verschlucken

حال
er verschluckt sich
گذشته‌ی ساده
verschluckte sich
پرفکت
hat sich verschluckt
امری
verschluck! / verschluckt!
  • ich verschlucke mich
  • du verschluckst dich
  • er/sie/es verschluckt sich
  • wir verschlucken uns
  • ihr verschluckt euch
  • sie verschlucken sich

جمله‌ی مثال با verschlucken

  • Ich habe mich beim Trinken so sehr verschluckt, dass ich husten musste.

    من موقع نوشیدن چنان در گلویم پرید که مجبور شدم سرفه کنم.

مترادف و متضاد

«verschlucken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.