سطح B2فعل

versichern

بیمه کردن، اطمینان دادن

English: to insure, to assure

صرف فعل versichern

حال
er versichert
گذشته‌ی ساده
versicherte
پرفکت
hat versichert
امری
versichere! / versichert!
  • ich versichere
  • du versicherst
  • er/sie/es versichert
  • wir versichern
  • ihr versichert
  • sie versichern

جمله‌ی مثال با versichern

  • Ich will das Haus versichern.

    می‌خواهم خانه را بیمه کنم.

«versichern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.