[fɛɐ̯ˈʃlʊkn̩]
بلعیدن، پریدن در گلو
معنی، مثال و مترادفِ verschlucken ←Ich habe mich beim Trinken so sehr verschluckt, dass ich husten musste.
من موقع نوشیدن چنان در گلویم پرید که مجبور شدم سرفه کنم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی