سطح B2فعل

hinunterschlucken

قورت دادن، فرو دادن

English: to swallow down

جمله‌ی مثال با hinunterschlucken

  • Er musste seine Enttäuschung hinunterschlucken und lächeln.

    او مجبور بود ناامیدی‌اش را فرو بدهد و لبخند بزند.

«hinunterschlucken» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.