به جایی کوبیدن، جابهجا کردن
English: to knock, to drive, to displace
Der Sturm verschlug das Boot auf eine Insel.
طوفان قایق را به یک جزیره کشاند.
«verschlagen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.