سطح C1فعل

verschlagen

به جایی کوبیدن، جابه‌جا کردن

English: to knock, to drive, to displace

صرف فعل verschlagen

حال
er verschlägt
گذشته‌ی ساده
verschlug
پرفکت
hat verschlagen
امری
verschlage! / verschlagt!
  • ich verschlage
  • du verschlägst
  • er/sie/es verschlägt
  • wir verschlagen
  • ihr verschlagt
  • sie verschlagen

جمله‌ی مثال با verschlagen

  • Der Sturm verschlug das Boot auf eine Insel.

    طوفان قایق را به یک جزیره کشاند.

«verschlagen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.