سطح C1فعل

versöhnen

آشتی دادن

English: to reconcile

صرف فعل versöhnen

حال
er versöhnt
گذشته‌ی ساده
versöhnte
پرفکت
hat versöhnt
امری
versöhne! / versöhnt!
  • ich versöhne
  • du versöhnst
  • er/sie/es versöhnt
  • wir versöhnen
  • ihr versöhnt
  • sie versöhnen

جمله‌ی مثال با versöhnen

  • Meine Mutter versuchte, das Paar zu versöhnen.

    مادرم سعی کرد آن زوج را آشتی دهد.

«versöhnen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.