[fɛɐ̯ˈzøːnən]
آشتی دادن
معنی، مثال و مترادفِ versöhnen ←Meine Mutter versuchte, das Paar zu versöhnen.
مادرم سعی کرد آن زوج را آشتی دهد.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی