[fɛɐ̯ˈfɔlɡn̩]
دنبال کردن / پیگیری کردن
معنی، مثال و مترادفِ verfolgen ←Die Polizei tut ihr Bestes, um die Verbrecher zu verfolgen
پلیس تمام تلاشش را برای تعقیب مجرمان میکند.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی