سطح B2فعل

vergehen

سپری شدن، گناه کردن

English: to pass, to sin

صرف فعل vergehen

حال
er vergeht
گذشته‌ی ساده
verging
پرفکت
hat vergangen
امری
vergehe! / vergeht!
  • ich vergehe
  • du vergehst
  • er/sie/es vergeht
  • wir vergehen
  • ihr vergeht
  • sie vergehen

جمله‌ی مثال با vergehen

  • Die Tage vergehen.

    روزها می‌گذرند.

«vergehen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.