صدا دادن، آهنگین بودن
English: to sound, to resonate
Ich hörte, wie die Sohlen der marschierenden Soldaten tönen.
شنیدم که صدای کفشهای سربازانِ در حالِ راهپیمایی میآمد.
«tönen» را فراموش نکن
این واژه را به جعبهی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش میکنی دوباره ببینیاش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.
شروع رایگانبخشی از جملههای مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.