سطح A2فعل

färben

رنگ کردن

English: to dye, to color

صرف فعل färben

حال
er färbt
گذشته‌ی ساده
er färbte
پرفکت
hat gefärbt
امری
färbe! / färbt!
  • ich färbe
  • du färbst
  • er/sie/es färbt
  • wir färben
  • ihr färbt
  • sie färben

جمله‌ی مثال با färben

  • Sie möchte ihre Haare färben.

    او می‌خواهد موهایش را رنگ کند.

  • Wir können heute Ihre Haare braun färben.

    ما امروز می‌توانیم موهای شما را قهوه‌ای رنگ کنیم.

مترادف و متضاد

«färben» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح A2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.