سطح C2فعل

ertönen

طنین‌انداز شدن

English: to resound, to ring out

صرف فعل ertönen

حال
er ertönt
گذشته‌ی ساده
ertönte
پرفکت
ist ertönt
امری
ertöne! / ertönt!
  • ich ertöne
  • du ertönst
  • er/sie/es ertönt
  • wir ertönen
  • ihr ertönt
  • sie ertönen

جمله‌ی مثال با ertönen

  • Maria ließ einen kleinen Schrei ertönen.

    ماریا جیغِ کوتاهی کشید.

«ertönen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.