سطح C2فعل

übertönen

خفه کردن صدا

English: to drown out, to overpower

صرف فعل übertönen

حال
er übertönt
گذشته‌ی ساده
übertönte
پرفکت
hat übertönt
امری
übertön! / übertönt!
  • ich übertöne
  • du übertönst
  • er/sie/es übertönt
  • wir übertönen
  • ihr übertönt
  • sie übertönen

جمله‌ی مثال با übertönen

  • Ich schreie lauter, um mich selbst zu übertönen.

    بلندتر فریاد می‌زنم تا صدای خودم را خفه کنم.

«übertönen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.