سطح B1فعل

steuern

هدایت کردن، فرمان دادن

English: to steer, to guide

صرف فعل steuern

حال
er steuert
گذشته‌ی ساده
steuerte
پرفکت
hat gesteuert
امری
steuere! / steuert!
  • ich steuere
  • du steuerst
  • er/sie/es steuert
  • wir steuern
  • ihr steuert
  • sie steuern

جمله‌ی مثال با steuern

  • Wir steuern auf ein Desaster zu.

    داریم به سمت یک فاجعه می‌رویم.

«steuern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.