سطح B2فعل

beisteuern

کمک کردن، اهدا کردن

English: to contribute, to donate

صرف فعل beisteuern

حال
er steuert bei
گذشته‌ی ساده
steuerte bei
پرفکت
hat beigesteuert
امری
steuere bei! / steuert bei!
  • ich steuere bei
  • du steuerst bei
  • er/sie/es steuert bei
  • wir steuern bei
  • ihr steuert bei
  • sie steuern bei

جمله‌ی مثال با beisteuern

  • Ich kann nicht viel beisteuern.

    من نمی‌توانم چیز زیادی کمک کنم.

«beisteuern» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.