[ˈʃtɔɪ̯ɐn]
هدایت کردن، فرمان دادن
معنی، مثال و مترادفِ steuern ←Wir steuern auf ein Desaster zu.
داریم به سمت یک فاجعه میرویم.
صرفِ فعل را حفظ نکن — تمرین کن
تالر همین فعل را در تمرینِ گرامر، جعبهی لایتنر و تصحیحِ نوشتارِ هوش مصنوعی به تو برمیگرداند تا خودش در ذهنت بنشیند.
شروع رایگانجدولهای حال و گذشته از ویکیواژهی آلمانی (CC BY-SA) و زمانهای مرکب از روی همانها ساخته شدهاند. واژهنامهی آلمانی به فارسی