سطح C1فعل

schiffen

حرکت کردن، ادرار کردن

English: to sail, to pee

صرف فعل schiffen

حال
er schifft
گذشته‌ی ساده
schiffte
پرفکت
hat geschifft
امری
schiff! / schifft!
  • ich schiffe
  • du schiffst
  • er/sie/es schifft
  • wir schiffen
  • ihr schifft
  • sie schiffen

جمله‌ی مثال با schiffen

  • Ich muss schiffen.

    باید برم دستشویی.

«schiffen» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح C1

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.