سطح B2فعل

sich engagieren für

متعهد بودن به / فعالیت داوطلبانه کردن برای

English: to commit oneself to, to volunteer for

گرامر

حرف اضافه
für + Akk

صرف فعل sich engagieren für

حال
er engagiert sich
گذشته‌ی ساده
engagierte sich
پرفکت
hat sich engagiert

جمله‌ی مثال با sich engagieren für

  • Sie engagiert sich für den Umweltschutz.

    او برای حفاظت از محیط زیست فعالیت می‌کند.

مترادف و متضاد

«sich engagieren für» را فراموش نکن

این واژه را به جعبه‌ی لایتنر هوشمند (FSRS) اضافه کن تا درست همان روزی که داری فراموشش می‌کنی دوباره ببینی‌اش — همراه با تلفظ، تمرین و تصحیح نوشتار با هوش مصنوعی.

شروع رایگان

واژه‌های دیگرِ سطح B2

بخشی از جمله‌های مثال از Tatoeba (CC BY 2.0 FR) گرفته شده است.